X
تبلیغات
غـــــــــمــــــکـــــده

























غـــــــــمــــــکـــــده

ادم برفی

                                                             بسم الله

سلام عزیزم خوبی امیدوارم همیشه تو عشقم استوار باشی هیچ وقت تنهام نذاری این متن رو خودم برات نوشتم از هیچ کتابی کمک نگرفتم محبت خالصانه ی ته قلبم نسبت بهت بود که رو کاغذ نوشتم و با اشکام تکمیل شد ممنون که همیشه پشتیبانمی تو شادیا و سختیا این متن تقدیم به قلب مهربونت پابرهنه دوستت دارم خالص خالص امیدوارم متنم یک جای از محبتاتو پر کنه..  یاحق به ادامه مطلب برین ممنون


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/18ساعت 11:21 PM توسط adam barfi| |

عزيزم ميخوام ادم برفيت بشم بگو كه هنوز همون ادم برفي خودتم


دوتا آدم برفی که میونشون یه رود بود عاشق هم می شن

اونا از عشق هم آب می شن به امید این که یه روزی توی رودخونه به هم برسن . . .


مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف ٬ سخت محتاج به گرمای پر و بال توام

تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت ٬ میتوان گفت که من چلچله لال توام . .


.


نوشته شده در پنجشنبه 1392/10/12ساعت 11:59 PM توسط adam barfi| |






Avazak_ir-Light150.jpg



Avazak_ir-Light160.jpg

عکس عاشقانه 74.jpg

Avazak_ir-Love (10311).jpg

عکس عاشقانه141.jpg


بازم ميخوام ادم برفيت باشم

Avazak_ir-Love (10322).jpg

نوشته شده در پنجشنبه 1392/10/12ساعت 4:59 PM توسط adam barfi| |

javascript:;
نوشته شده در پنجشنبه 1392/10/12ساعت 4:46 PM توسط adam barfi| |

دلم برا قديمامون تنگ شده براي وقتاي كه نميدونستيم غم چيه ناراحتي چيه اصلا وجود دارن؟

دلم تنگه روزاييه كه از عشق هم تمام ارامش دنيارو براي خودمون داشتيم وجود  ديگرانو حس نمي كرديم 

دل تنگ روزاي پر خنده و پر حسو شورو مهرو دوست داشتنه هيييييي

اي بابا يادش بخير چه روزاي بود الان بخاطر غرور اونا پاك شدن و از يادمون رفتن كجاست اون همه عشق

كو اون همه مهرو دوست داشتن كو ؟؟؟كجاست؟؟؟؟ كجارفته اون عشقي كه بخاطر ناراحتيم گريه ميكرد؟؟؟؟

كجاست اون عشقي كه وقتي يه دختر ديگه اسممو مياورد گريه ميكرد ؟؟؟؟؟

تمام گريه هات بخاطر دوس داشتن زياد بود اما الان

تمام جواباي من كه همون عشقت بودن يكلمه اي شده سردي شدي

كه بايد بگم يه چند وقت از هم خبر نداشته باشيم تا بلكه شايد بعد اون مدت خوب بشيم 

تو اين چند وقت كه نميدونم چقدر طول ميكشه خوب فكر كن

كه خوب بشيم مث قبل گرمو پرحس بشيم بشم همون ادم برفيه كه ميگفتي

همون كه بجاي اسمم همه جا نوشته بديش عزيزم نميخوام تنهات بذارم توم تنهام نذار

هميشه دعا كن كه اگه سهم هميم بهم برسيم

من عليرضا شاهيوند تو رو بيشتر هركس تو دنيا دوستت دارم.

اگه منو دوس داري بعد اون مدت گرم بيا  ختم همه دعواهارو بگيريم

من اس و زنگ نميزنم منتظرتم ملوس من

درسته من ناراحتت ميكنم اما دارم بقولام عمل ميكنم بيشتر عيبامو دور انداختم پس دلگير نشو

توم غرورتو كنار بذار نگو ندارم عزيزم داري اما حس نميكني ................. نذاريم ناراحتي بيشتر بشه

.امضا:ادم برفي



نوشته شده در پنجشنبه 1392/10/12ساعت 4:19 PM توسط adam barfi| |

سلام...

سلامي از جنس درد سلامي از جنس پاييز و برگهاي سرد

سلامي از رنج عشق سلامي از جنس ياس

خوبي ميشه منو ببخشي  ببخش كه خيلي اذيتت كردم ميدونم مقصر همه ي اين ناراحتيا خودمم

خودمم كه باعث ميشم قلبم بشكنه من مريض شدم كاش يه دوايي واسه قلب مريضم داشتي تا تسكينش بدي

خودت خبر داري كه تو اي مخ صاب مرده چي ميگذره پس دركم كن ببين كه چقدر ضعيف شدم 

همش بخاطر اين اتفاق تلخيه كه برام تو اين چند ماه لعنتي  افتاد

كاش بدوني چقدر دوستت دارم نميتونم به هيچ دختري حتي فك كنم جز تو 

بخداشرمنده ام كه به عشقت شك كردم بايادت تمام روزامو ميگذرونم شك كردم با كسي باشي چون ترسيدم از دست بدمت

الان كه اينارو مينويسم بغض سنگيني توچشامه كه بخاطر اين همه بدي كه دارم درحقت ميكنم

بخاطر اون همه شادي كنار هم بودنمون

بخاطر عشقمون كه اينروزا كمرنگ شده ببخش عليرضاتو من همون ادم برفيتم

اگه توانايي اروم كردنمو داري و حس ميكني زندگيمون اروم ميشه

پس خودت ناراحتيارو تموم كن اگه نميتوني با من بموني ......... بگو تا اگهي ترحيممو برات بفرستم منتظر جوابتم

نوشته شده در سه شنبه 1392/06/19ساعت 1:15 AM توسط adam barfi| |

هرچه دراین زندان با زندان بان دردودل میکنم انگارکه به حرفهایم گوش نمیدهد


انگارکه فراموشش شده کسی دراین زندان به اواحتیاج دارد.


 کاش دستم به اومیرسید که بتوانم لمسش کنم بداندکه کسی دراین زندان هست


.چشمهایش خون شده ازبس گریسته قلبش تکه تکه شده ازبس  خنجرخورده


هرچه فریادمیزنم نمیشنود هرچه به میله هامیزنم خودم را ازارمیدهم


حتی نگاه به پشت سرش هم نمی اندازدای کاش میشنید.


ای کاش فراموشم نمیکرد.


نمیدانم این زندان تاوان کدام کناه است.


الله اکبر...

نوشته شده در دوشنبه 1392/06/04ساعت 1:17 AM توسط adam barfi| |

ن پای رفتن دارم ن جایی برای ماندن

ن دلی بهر شکستن دارم ن جانی برای فداکردن

اکنون خسته ام خسته از شبهای تاریک خسته از روزهای بی نور

.خسته ازهرچه ترهم خسته ازهرچه توهم خسته ازعشق های مصنوع

.حال خسته ازاین همه خستگی خواهان عشق مطلقم عشقی ابد

.عشق جاودان عشقی خدایی ک بدان زنده بمانم و بی او نیست شوم

عشقی ک بااو خستگی رازتنم بیرون کنم غبارغم راازشانهایم پاک کنم                        

و فریادکنان شکرگذارخداباشمـــ

نوشته شده در جمعه 1392/03/31ساعت 3:43 PM توسط adam barfi| |

سلام به همه ی دوستای خوبم امیدوارم همیشه شاد باشین وامتحاناتونو به خوبی تموم کرده باشین

 مطالب اخر(اين من بودم ،من تنها بعدازتو،باز باران،خواهان عشق،زمان عاشقي) روخودم نوشتم از هیچ کس و هیچ جایی نت برنداشتم میخواستم بدونم نظرتون راجبشون چیه خوبه ادامه بدم که اخرش به چاپ برسونمشون

ممنونم میشم نظر بدین

نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت 6:9 PM توسط adam barfi| |

  بازباران و بازعاشقی تنها میان هم همهمه ی  مردمــ

باز باران بازعاشقی  پسرکی مجنون که اروزیش دیدن معشوقه اش بود معشوقی که خدایش شده

بود باز باران باز عاشقی دخترکی  که حسرت اغوش عشقش را داشت اغوشي همچوجان،

اغوشي گرم و امن.

باز باران باز حس دلتنگی و عاشقی که از ترنم عطر باران برمیخیزید.

انجاست که عشق ميان باران شعله ميكشد

و هیچ بارانیــ وهیچ بارانی نمیتواند اين شعله ي سر به فلك كشيده را خاموش سازد

حتی همان بارانی که عشق را در سروتن عاشقان جاری ساخت

اری عاشقی از همان باران اغاز شد که اکنون به شعله ی سربه فلک کشیده اش رسیده است

اری زندگی یعنی عشقـــ ٫

عشق یعنی معشوقت را عاشقانه  در اغوشت بفشاری

و به او کلمه ی قشنگ دوستت دارم رابگوییــ.

پس محکم دراغوشم میفشارمت

وازته قلبم حس دوست داشتنـــ  رابه قلبت جاری میسازم تابتوبفهمانم چقدر دوستت دارمـــ.

نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت 5:52 PM توسط adam barfi| |

  اری این منم ک اینگونه شکسته ام

همچون کوزه ی گلی که به دست کوزه گر ساخته شده

 اری این تن بیجان من است ک حتی روحی دروجودش نیست

که به سمت توبالهای پروازش راباز کند

اری درست میبینی این خودمن هستم 

ببین ک بارفتنت بالهای پروازم شکستند منی که  همیشه
 
ازترس دردتنهای وگریه های شبانه دراغوش مهربانت ارام میگرفتم

تومراهمچون پرنده ای کوچک میان کهکشانی تاریک رها کردی 

ای کاش بیشتر میماندیو به من امیدوحس زیستن رایادمیدادی

 که اکنون بدون تواینقدرشکسته نشوم اماشکسته شدم........

ازدردتنهای وگریه های بی وقفه ام که حتی بالی برای پروازو پایی برای روانه شدن رابه سویت ندارم........
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/20ساعت 5:44 PM توسط adam barfi| |

سلام دوست عزیز (از یاد رفته)

خیلی ممنون که بهم سر زدی فقط نتونستم بفهمم شما کی هستین

اگه خودتونو معرفی کنید ممنون میشم


نوشته شده در یکشنبه 1392/03/19ساعت 4:17 PM توسط adam barfi| |

این من بوم که در تنهایی بخاطرت میگریستم

این من بودم ک وقتی غمگین بودی در بالینت بودم و ارامت میکردم

باز این من بودم ک درروزهای سخت هوادار سرسختت بودم

این من بودم که هیچ وقت تنهاییت نگذاشتم و دستان سرد خودرا برای تو گرم میکردم ک مبادا

حس کنی نسبت به عشقت سردهستم  ولی تو این همه وابستگی را ندیدی افسوس

ک من دیوانه وار دوستت داشتم اما تو هیچ گاه و هیچ زمانی بمن احساسی نداشتی

افسوس ک دوباره این من بودم صدایت را شنیدم ک از سوز دردت

میگریستی و دوباره عاشقانه اغوش خود را باز کردم

هیچ گاه  نمیتوانم

چشم های ناز و دستانی ک برایم زحمت کشیده اندرا ب فراموشی

بسپارم اما دیگر طاقت دوری و درد ورنج را ندارممادر  ..............

نوشته شده در جمعه 1392/02/20ساعت 1:50 PM توسط adam barfi| |

عکسهای عاشقانه (سری جدید)


http://www.siteaks.com/uploads/gallerydir/5320/15.jpg


hhttp://roozgozar.com/gallery/images/gallery/Exis-%D8%B9%DA%A9%D8%B3%20%D9%87%D8%A7%DB%8C%20%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-96694.jpg




نوشته شده در پنجشنبه 1392/02/05ساعت 11:7 PM توسط adam barfi| |

;

عکس های عاشقانه و رمانتیک جدید ، زوج های عاشق [WWW.PIXBAZ.COM]

j

نوشته شده در پنجشنبه 1392/02/05ساعت 11:4 PM توسط adam barfi| |


حالی پریشان دارم ، غصه ای بی پایان دارم ،


انگار گذشته های تلخ از خاطرم رفتنی نیست ،


آن صحنه تلخ عشق فراموش شدنی نیست.


کاش در دلم چیزی نماند از قصه تلخ عشق ،


گهگاهی که تنها هستم اشک میریزم و خودم را سرزنش میکنم


با خود میگویم روزی از یادم میرود خاطرات تلخ ،


اما آنچه که میگویم تنها برای آرامش این دل است،


از درون قلبم چه خبر؟ خبری نیست جز غوغای غمها.


حالی پریشان دارم ، غمی بی پایان دارم ،


انگار باید پا به پای خاطرات سوخته ، سوخت


اینها همه تقدیر و سرنوشت من است.


بیخیال دنیا ، حال من همیشه پریشان است.

نوشته شده در یکشنبه 1391/12/20ساعت 11:42 AM توسط adam barfi| |


گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!

ببرم بخوابانمش!

لحاف را بکشم رویش!

دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!

حتی برایش لالایی بخوانم،

وسط گریه هایش بگویم:

غصه نخور خودم جان!

درست می شود!درست می شود!

اگر هم نشد به جهنم...

تمام می شود...

بالاخره تمام می شود...!!!


نوشته شده در یکشنبه 1391/12/20ساعت 11:34 AM توسط adam barfi| |